گروه آموزشي مديريت رفاه اجتماعي
پايان نامه کارشناسي ارشد
رشته رفاه اجتماعي

عنوان
جستجوي تجربه ي مددجويان از اقامت در کانون اصلاح و تربيت استان تهران ( سال 1392- 1391 )
نگارنده
تينا صيرفي
استاد راهنما
دکتر حسن رفيعي
اساتيد مشاور
دکتر معصومه دژمان – دکتر سيد محمد حسين جوادي
اسفند ماه 1392
شماره ثبت : 179 – 2000
خارها ، خوار نيستند
شاخه هاي خشک ، چوبه هاي دار نيستند
ميوه هاي کال کرم خورده نيز
روي دوش شاخه بار نيستند
پيش از آن که برگ هاي زرد را
زير پاي خويش سرزنش کني
خش خشي به گوش مي رسد
برگ هاي بي گناه با زبان ساده اعتراف مي کنند
خشکي درخت
از کدام ريشه آب مي خورد !
( قيصر امين پور )
تقديم
به تو خواهرم ، برادرم ،که نهال زندگيت بي رحمانه به سرما نشست
ولي تو باش ! به ياري ايزد يکتا در انتظار بهار
تقديم
به حاميان حقوق کودکان و نوجوانان اسير و ستم ديده
تقدير و تشکر
از زحمات خانواده ي مهربانم ، به ويژه مادر عزيزتر از جانم تقدير و تشکر مينمايم
که در اين مدت حامي من بودهاند .
از زحمات استاد راهنما جناب آقاي دکترحسن رفيعي
و اساتيد مشاورم سرکار خانم دکتر معصومه دژمان و جناب آقاي دکتر سيد محمد حسين جوادي که مشوق و راهنماي من در اين پژوهش بودند ، بي نهايت سپاسگزاري مي کنم .
همچنين از همکاري همه جانبه ي مدير کانون، جناب آقاي علي رستمي و ساير مسوولين محترم کانون اصلاح و تربيت استان تهران ، کمال قدرداني را دارم .
و در آخر
سپاسگوي مددجويان عزيز
بابت همراهي و مشارکت در پژوهش هستم .
چکيده
مقدمه : کانون اصلاح و تربيت مکاني براي اصلاح و بازپروري کودکان و نوجوان بزهکار است. به منظور اجراي موفقيت آميز برنامه هاي بازپروري ، لازم است کارشناسان از تجارب اين افراد مطلع شوند . اين مطالعه با هدف تبيين تجارب و ديدگاه هاي مددجويان از اقامت در کانون اصلاح و تربيت استان تهران انجام گرديد .
روش : پژوهش کيفي حاضر از روش تحليل محتواي قياسي – استقرايي بهره برد . جامعه پژوهش ، مددجويان مقيم و کارکنان حرفه اي کانون اصلاح و تربيت استان تهران بودند . با روش نمونه گيري مبتني بر هدف و تارسيدن به حد اشباع داده ها ، تعداد 41 نفر ( 26 نوجوان معارض قانون و 15 نفر از کارکنان حرفه اي ) بررسي شدند . داده ها با شيوه هاي مشاهده مشارکتي ، مصاحبه ، يادداشت در عرصه گردآوري شد .
يافته ها : از بررسي يافته ها 249 کد مفهومي بدست آمد . از اين تعداد : 65 کد مفهومي در طبقه ي تعامل مددجويان با يکديگر ( در 1 زير طبقه اصلي به نام قدرت ) ، 91 کد مفهومي در طبقه ي تعامل مددجويان و کارکنان ( در 2 زير طبقه اصلي با عنوان تعامل کارکنان با مددجويان و تعامل مددجويان با کارکنان ) ، 34 کد مفهومي در طبقه ي ارتباط مددجويان با محيط و امکانات ( در 2 زير طبقه اصلي محيط مادي و معناهاي نسبت داده به محيط ) ، 37 کد مفهومي در طبقه ي تعامل مددجو و خانواده ( در 2 زير طبقه اصلي مددجويان واجد ملاقات حضوري و مددجويان فاقد ملاقات حضوري ) و در آخر 22 کد مفهومي در طبقه ي تجارب شخصي مددجويان ( در 2 زير طبقه اصلي ، مشغوليت هاي ذهني و باورهاي مددجويان ) قرار گرفت .
نتيجه گيري : يافته هاي پژوهش حکايت از تجربه ي نسبتا مطلوب مددجويان از محيط ( از حيث بهداشت و رفاه نسبي ) اما تجربه اي نامطلوب از نظر تعاملات انساني و نيز شرايط کسالت آور حبس داشت . تجربيات مددجويان علاوه بر تعامل با محيط عيني و تعاملات انساني ، تحت تاثير ادامه ي آثار دادگاه نيز بود .
کليد واژه ها : بزهکار – مددجو – کودک ونوجوان معارض قانون – کانون اصلاح و تربيت – تجربه – پژوهش کيفي
فهرست مطالب
فصل اول: کليات تحقيق1
1-1. مقدمه 2
1-2. بيان مسأله 3
1-3. اهميت و ضرورت 9
1-4. بيان واژه 14
1-5. مباني نظري پژوهش 15
1-6. اهداف پژوهش 15
1-6-1. هدف کلي 15
1-6-2. اهداف اختصاصي 15
1-6-3. اهداف کاربردي 16
1-7. سوال هاي پژوهش 16
فصل دوم : پيشينه پژوهش 17
2-1. مقدمه 18
2-2. کودک 19
2-2-1. تعريف کودک 19
2-2-2. دوران کودکي 19
2-3. نوجواني 20
2-3-1. تئوري هاي نوجواني 21
2-3-2. دو دوره در تحولات نوجواني 22
2-3-3. برخي از ويژگي هاي عمومي رفتار نوجوانان 22
2-3-4. برخي از مسايل و مشکلات پيش روي نوجوانان و جوانان …………………………………………………….23
2-4. مفاهيم بزهکاري 24
2-4-1. تعريف بزه 24
2-4-2. بزهکاري 24
2-4-3 . بزهکار 25
2-4-4. تاريخچه مفهومي بزهکاري. 25
2-4-5.علل بزهکاري 26
2-4-6.ديدگاه هاي نظري بزهکاري 26
2-4-7. انواع بزهکاري 27
2-4-8.نوجواني و بزهکاري28
2- 5 . تاريخچه مجازات کودکان معارض قانون ( بزهکار ) 28
2- 6. تاريخچه شکل گيري کانون هاي اصلاح و تربيت 30
2- 6- 1. تاريخچه شکل گيري کانون هاي اصلاح و تربيت در جهان 30
2- 6- 2. تاريخچه شکل گيري کانون هاي اصلاح و تربيت در ايران 34
2- 7. انواع موسسات اصلاحي – تربيتي نوجوانان معارض قانون 35
2-7-1. محيط نگهداري بسته 35
2-7-2. محيط نگهداري نيمه باز 36
2-7-3. محيط نگهداري باز 36
2-8. پاسخ اجتماعي به نوجوانان معارض قانون در ايران 36
2-8-1. سن مسووليت کيفري نوجوانان معارض قانون در ايران 37
2-9. معرفي کانون اصلاح و تربيت استان تهران 38
2-9-1. واحدهاي تشکيل دهنده کانون اصلاح و تربيت استان تهران 38
2-9-1- 1. واحد مديريت کانون 38
2-9-1-2. واحد مددکاري و خدمات اجتماعي 38
2-9-1-3. واحد فرهنگي کانون 38
2-9-2. کارکردهاي کانون اصلاح و تربيت 40
2-9-2-1. اقدامات تاميني کانون اصلاح و تربيت 41
2-9-2- 2. اقدامات تربيتي و اصلاحي 43
2-9-2 -3. اقدامات رفاهي کانون اصلاح و تربيت 45
2-9-2 -4. مراقبت هاي پس از آزادي 45
2-9-3 . برنامه روزانه مددجويان در کانون اصلاح و تربيت استان تهران …………………………………………..47
2-9-3-1 . برنامه روزانه مددجويان دختر در کانون اصلاح و تربيت استان تهران ……………………………47
2-9-3-2 . برنامه روزانه مددجويان پسر در کانون اصلاح و تربيت استان تهران …………………………… 48
2-10. واژه شناسي نظام زندانباني 48
2-10- 1. حبس 48
2-10- 2. خودزني 49
2-10-3. ملاقات در زندان و کانون هاي اصلاح و تربيت 49
2-10-3- 1 . انواع ملاقات در زندان 50
2 – 11. قواعد سازمان ملل متحد براي حمايت از نوجوانان محروم از آزادي 51
1. مبحث ديدگاه هاي بنيادين 51
قاعده 1 51
2 . مبحث اهداف نگهداري در موسسات 51
قاعده 2951
3 . مبحث عدالت ويژه نوجوانان 52
ماده 24 52
قاعده 4 53
3 . مبحث پذيرش و ثبت در موسسات 53
قاعده 653
قاعده 22 53
قاعده 24 54
قاعده 25 54
3 . مبحث جداسازي و فردي کردن رفتار 54
قاعده 26 54
قاعده 29 55
4 . مبحث طبقه بندي و استقرار 56
قاعده 27 56
قاعده 28 56
قاعده 30 57
5 . مبحث مديريت مجازات بزهکاران جوان 57
6 . مبحث کارکنان موسسه نوجوانان 58
بند اول : کليات 58
قاعده 81 59
قاعده 82 59
قاعده 83 59
قاعده 84 60
قاعده 85 60
قاعده 86 60
بند دوم : قواعد رفتار 60
قاعده 87 61
7 . مبحث تدارک برنامه ها 62
گفتار اول : کليات62
قاعده 1162
قاعده 1262
قاعده 1363
قاعده 2663
گفتار سوم : مساعدت در حين مجازات 63
بند اول : کليات 63
قاعده 2664
بند دوم : آموزش 64
گفتار اول : برنامه هاي آموزشي 64
گفتار دوم : دسترسي برابر به برنامه هاي آموزشي64
قاعده 3865
قاعده 3965
قاعده 4065
قاعده 4166
بند سوم : 66
قاعده 42 66
قاعده 43 66
قاعده 44 66
قاعده 45 67
قاعده 46 67
بند چهارم : تفريح و سرگرمي 67
قاعده 47 68
بند پنجم : مذهب69
قاعده 4869
بند ششم : مراقبت هاي پزشکي69
قاعده 49 70
قاعده 5070
قاعده 5170
قاعده 5271
قاعده 5371
قاعده 5471
قاعده 5572
8 . مبحث خدمات بهداشتي نوجوانان 72
گفتار اول : حمايت از سلامتي و رفتار نوجوانان 72
قاعده 87 72
9 . مبحث خدمات بهداشتي زنان 72
قاعده 2373
گفتار دوم : محيط فيزيکي و محل اقامت 73
قاعده 31 73
قاعده 32 74
قاعده 33 74
قاعده 34 74
قاعده 35 75
گفتار سوم : لباس 75
قاعده 36 75
گفتار چهارم : غذا 76
قاعده 3776
10 . مبحث محدوديت هاي بازدارنده بدني و استفاده از زور 76
قاعده 6376
قاعده 6476
قاعده 6577
11 . مبحث تجهيزات محدود کننده نوجوانان 77
بازرسي ها 78
سرشماري ها 79
12 : مبحث حقوق در طي بازداشت و حبس 79
قاعده 75 79
قاعده 76 79
قاعده 77 80
قاعده 78 80
اعلام حبس ، انتقال ، بيماري ، آسيب و مرگ 80
قاعده 5880
تماس با جهان خارج 81
قاعده 2681
قاعده 5981
قاعده 6081
قاعده 6182
قاعده 62 82
13 : مبحث روش هاي انضباطي ناظر بر نوجوانان 82
قاعده 66 82
قاعده 67 83
قاعده 68 83
قاعده 69 84
قاعده 70 84
قاعده 71 ………………………………………………………………………………………………………………………………………………84
14 : مبحث ملاقات………………………………………………………………………………………………………………………………..84
بازرسي ملاقات کنندگان……………………………………………………………………………………………………………………….85
14 : مبحث زندانيان خارجي………………………………………………………………………………………………………………..85
2 – 12 پيمان نامه جهاني حقوق کودک………………………………………………………………………………………………86
ماده 37 ………………………………………………………………………………………………………………………………………………….86
2 – 13 حقوق بشر افراد محبوس…………………………………………………………………………………………………………87
2 – 14 قانون حمايت از کودکان و نوجوانان ……………………………………………………………………………………….88
2 – 15 آيين‌نامه اجرايي كانون اصلاح و تربيت……………………………………………………………………………………89
فصل اول : سازمان کانون اصلاح و تربيت‌………………………………………………………………………………………………89
فصل دوم : وظايف مسئولين کانون اصلاح و تربيت‌……………………………………………………………………………….92
فصل سوم ـ مقررات انضباطي‌ ، تشويقي و پايان دوره نگاهداري اطفال‌………………………………………………..96
فصل چهارم ـ مقررات مربوط به مشاورين دادگاههاي‌ اطفال و مددکاران اجتماعي‌……………………………98
2 – 16 مروري بر پژوهش هاي پيشين ……………………………………………………………………………………………100
2 – 16 – 1 مطالعات داخلي ……………………………………………………………………………………………………………101
2 – 16 – 2 مطالعات خارجي……………………………………………………………………………………………………………107
فصل سوم: روش شناسي 112
3-1. نوع مطالعه 113
3-2. جامعه مورد بررسي 115
3-3. محيط پژوهش 115
3-4 . معيارهاي انتخاب افراد مورد مطالعه 116
3-5 .معيارهاي خروج از مطالعه 116
3-6 . نمونه و روش نمونهگيري 116
3-7 . ابزار جمع آوري داده ها 117
3-7- 1. مشاهده مشارکتي 118
3-7- 2. يادداشت در عرصه 119
3-7-3. بحث گروهي متمرکز 119
3-7 – 4. مصاحبه 120
3-7 – 4-1 . راهنماي سوالات 121
3-8 . روش اجراي پژوهش 126
3-9. روش تحليل داده ها 130
3-9- 1. مرحله آماده سازي داده ها 132
3-9- 2 . مرحله سازماندهي داده ها 132
3-9-3 . مرحله خلاصه سازي و گزارش يافته ها 133
3-10 . دقت و اعتبار داده ها 133
3-11 . ملاحظات اخلاقي 136
فصل چهارم: يافتهها137
مقدمه 138
4 – 1 يافته هاي دموگرافيک …………………………………………………………………………………………………………….139
4-2. يافتههاي طبقه شناخت تعامل مددجويان با يکديگر 145
4- 3. يافتههاي طبقه شناخت تعامل مددجويان و کارکنان206
4-4. يافتههاي طبقه شناخت ارتباط مددجويان با محيط و امکانات 255
4-5 . يافتههاي طبقه شناخت تعامل مددجويان و خانواده 282
4-6 . يافتههاي طبقه شناخت تجارب شخصي مددجويان 305
فصل پنجم: بحث و نتيجهگيري 320
5-1. تفسير نتايج شناخت تعامل مددجويان با يکديگر و مقايسه با مطالعات مشابه 321
نتيجه گيري شناخت تعامل مددجويان با يکديگر 335
5-2. تفسير نتايج شناخت تعامل مددجويان و کارکنان حرفه اي و مقايسه با مطالعات مشابه338
نتيجه گيري شناخت تعامل مددجويان و کارکنان حرفه اي 350
5-3 . تفسير نتايج شناخت ارتباط مددجويان با محيط و امکانات و مقايسه با مطالعات مشابه 354
نتيجه گيري شناخت ارتباط مددجويان با محيط و امکانات………………………………………………………………363
5-4. تفسير نتايج شناخت تعامل مددجويان و خانواده و مقايسه با مطالعات مشابه 365
نتيجه گيري شناخت تعامل مددجويان و خانواده370
5-5 . تفسير نتايج شناخت تجارب شخصي مددجويان و مقايسه با مطالعات مشابه 372
نتيجه گيري شناخت تجارب شخصي مددجويان377
5 – 6 بحث و نتيجه گيري نهايي ……………………………………………………………………………………………………..380
5-7. پيشنهادات کاربردي381
5-8. پيشنهادات پژوهشي 385
5-9. محدوديتها 386
فهرست منابع387
پيوست ها…………………………………………………………………………………………………………………………………………….402
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول3-1: نمونه سوالات پژوهش 122
جدول3-2: نمونه سوالات پژوهش 123
جدول3-3: نمونه سوالات پژوهش124
جدول3-4: نمونه سوالات پژوهش125
جدول4-1: مشخصات مشارکت کنندگان در تحقيق ( مددجويان )………………………………………………….139
جدول4-2: مشخصات مشارکت کنندگان در تحقيق (کارکنان حرفه اي )139
جدول4-3: نوع تعاملات مددجويان دختر با يکديگر141
جدول4-4: نوع تعاملات مددجويان پسر با يکديگر164
جدول4-5: نوع تعاملات مددجويان پسر و کارکنان حرفه اي192
جدول4-6: نوع تعاملات مددجويان دختر و کارکنان حرفه اي225
جدول4-7: ارتباط مددجويان با محيط و امکانات250
جدول4-8: نوع تعاملات مددجويان وخانواده 276
جدول4-9: تجارب شخصي مددجويان 301
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4 – 1. نوع تعاملات مددجويان با يکديگر140
نمودار 4 – 2.نوع تعاملات مددجويان پسر و کارکنان حرفه اي191
نمودار 4 – 3. نوع تعاملات مددجويان دختر و کارکنان حرفه اي224
نمودار 4 – 4 . نوع ارتباط مددجويان با محيط و امکانات249
نمودار 4 – 5 . نوع تعاملات مددجويان وخانواده275
نمودار 4 – 6 . تجارب شخصي مددجويان300

1 – 1 ) مقدمه
بزهکاري اطفال و نوجوانان به عنوان يکي ازمشکلات بزرگ جوامع کنوني جهان مي باشد . اگر اين معضل در سال هاي گذشته صرفا ويژه کشورهاي پيشرفته صنعتي محسوب مي گشته ، هم اکنون با توسعه صنعت در ممالک جهان و يا انتقال عوارض آن و گسترش شهر نشيني در دنيا ، اين پديده جهاني شده است . بزهکاري اطفال پديده جديدي نيست . چرا که بررسي تاريخ ، حکايت از آن دارد که در گذشته نيز جوامع باستاني با اين عارضه آشنايي داشته اند . اهميت اين پديده به حدي بوده که در قوانين ديرينه بسياري از ممالک ، مقررات ويژه اي براي اين دسته از مجرمين پيش بيني شده بود. قوانين سال 306 قبل از ميلاد مسيح در روم ، مقررات حاکم در ايران باستان ، ضوابط دين زرتشت و قوانين جزايي يونان با پيش بيني موازين خاصي براي کودکان خردسال و نوجوانان ، رژيم جزايي آن ها را از بزرگسالان تفکيک نموده بودند . در تمامي اين نظام ها براي اطفال بزهکار مجازات هاي خفيف تري نسبت به بزرگسالان در نظر گرفته شده بود . سيستم کيفري اسلام نيز با بنياد نظامي نو در اين زمينه برخوردي مترقي و مناسب با بزهکاري کودکان به عمل آورد . در اين نظام کودکان از نظر جزايي تا سن بلوغ شرعي فاقد مسووليت کيفري مي باشند ( 1 ) . تا قبل از شروع و گسترش نهضت هاي حمايتي درباره اطفال بزهکار ، نگاهداري در موسسات شبانه روزي اکثرا تنها راه حل براي تربيت اين دسته از اطفال و نوجوانان به شمار مي رفت و اين موسسات به صورت دارالتاديب ها ، اغلب با روشي خشن و دور از انعطاف و ملايمت اداره مي شد و سيستم شديد انضباطي آن تفاوت هاي زيادي با زندان هاي بزرگسالان نداشت . ولي هر اندازه که مسايل مربوط به اطفال مورد بررسي و توجه بيشتر قرار گرفت و رژيم هاي قضايي اطفال تغيير و تحول يافت روش هاي تربيتي و حمايتي نيز که آخرين و مهم ترين مرحله درماني و پيشگيري از بزهکاري در اين سلسله مراتب بود اهميت بيشتري پيدا کرد به نحوي که در جوامع پيشرفته و در حال توسعه تلاش مي شود اکثر موسسات تربيتي شباهتي با دارالتاديب هاي گذشته نداشته باشند و در موسسات تربيتي سعي بر اين است که پيشرفته ترين روش هاي تربيتي به مرحله اجرا در آيند و تا آن جا که ميسر است نياز ها و کمبود هاي کودکان و نوجوانان ناسازگار و بزهکار برآورده و تامين شود ( 2 ) .
1 – 2 ) بيان مسئله
امروزه اکثر مکاتب بزرگ تربيتي بر اين عقيده استوارند که تربيت و پرورش انسان از بدو تولد آغاز مي شود ، سپس طي دوره هاي بعدي در خانواده ، مدرسه و … تا هنگام ورود به اجتماع مراحل نهايي و کمال خود را سپري مي کند و در ادامه توصيه مي نمايند که براي حفظ و بقاي جامعه و ممانعت از انحطاط و نابساماني آن بايد در تربيت اعضاي جامعه نهايت دقت و توجه لازم را مبذول داشت ، حال چنان چه برحسب اتفاق يا علل و عوارض مختلفي مانند نقايص جسمي و رواني ، نامساعد بودن شرايط محيط تربيتي و يا ساير عوامل ، افرادي يافت شوند که نتوانند خود را با نظم اجتماع هماهنگ سازند و با ارتکاب جرايم و رفتار هاي انحرافي آرامش و نظم حاکم را مختل کنند ، جامعه موظف است تدابير لازم را به منظور اصلاح و تهذيب مجدد آنان و يا به اقتضاي شرايط ، تنبيه و طرد فرد خاطي ، اتخاذ نمايد ( 2 ) . در اين راستا مسووليت جامعه در قبال کودکان و جوانان بزهکار به مراتب سنگين تر از مجرمين بزرگسال است . طبق مقررات بيژينگ1، اطفال ، مشمول اقدامات تاميني و تربيتي هستند و نه مستحق مجازات ( 3 ) و ( 4 ) . بنابراين چنانچه در اصلاح و تربيت و يا درمان کودکان و نوجوانان سهل انگاري شود و متناسب با شرايط سني و ويژگي هاي خاص دوران نوجواني نباشد ، معضلي جبران ناپذير خواهد شد مضاف بر مشکلات جاري جامعه ؛ که هيچ کس از گزند اين مصيبت در امان نخواهد بود و بي توجهي مسوولين در اين باره گره اين مشکل اجتماعي را کورتر خواهدکرد. زيرا مطالعات متعددي نشان داده است که اکثر مجرمين حرفه اي خطرناک از ميان کساني هستند که اولين جرم خويش را در سنين طفوليت و نوجواني مرتکب شده اند ( 5 ) . شيوع جرم و کجروي اجتماعي در نوجوانان براي خانواده ، جامعه و برنامه ريزان اجتماعي ، زنگ خطر جدي خواهد بود چرا که اغلب گرايشات ، آرمان ها و تعيين اهداف زندگي آدميان در مرحله نوجواني ، در شرف تکوين قرار مي گيرد و در صورتي که گرايش به انحراف به هر علتي در نوجوان پديدار گردد ، مي تواند در آينده او را به جنايتکاري خطرناک مبدل سازد که زيان هاي هنگفت و شايد جبران ناپذيري را بر پيکره و سامان اجتماعي وارد نمايد ( 6 ) . دشوار ترين دوران حيات انسان از نظر تربيتي ، دوره نوجواني است . اين دوره مرز مشخصي ندارد اما تقريبا حدود سني 12 تا 18 سال را در برمي گيرد و به لحاظ تحصيلي منطبق بر دوره راهنمايي و دبيرستان است . بيشترين مشکلات تربيتي در اين دوره پيش مي آيد و غالبا در همين دوره است که فرزندان يا از دست مي روند و يا در مسير سعادت گام مي نهند . در اين دوره که مرحله گذار از کودکي به جواني اطلاق مي شود ، از يک سو نوجوان در حال هجرت از وابستگي هاي دوران کودکي است و از سوي ديگر توانايي لازم جهت حل بسياري از مسايل را ندارد و همين نوسان فکري و رواني در او درماندگي ، تزلزل و گاه پريشاني و ابهام ايجاد مي کند و آرامش رواني را از او سلب مي نمايد ( 7 ) . نوجواني زمان کشف يا به عبارت بهتر آگاهي از ارزش هاي فرهنگي ، اجتماعي و معنوي است . به دليل عدم تکامل شخصيتي و شکل نگرفتن نگرش شخص نوجوان نسبت به زندگي ، کشمکش ها و تعارض هاي ناشي از اين آگاهي ، حالتي از انقلاب و بحران را براي نوجوان به وجود مي آورد و به همين دليل از او موجودي نسبتا شکننده مي سازد که متاثر است از آن چه که او را احاطه کرده ( 8 ) . شناخت ويژگي هاي دوران نوجواني لزوم توجه به اين گروه به خصوص نوجوانان بزهکار را دوچندان مي کند . نوجوان به خاطر تحولات زيستي ، رواني و اجتماعي داراي نياز ها و انتظاراتي است که در صورت عدم توجه مناسب ، احتمالا منجر به بروز رفتار هاي ضد اجتماعي و انحرافي از جمله اختلال سلوک ، پرخاشگري ،گريز از مدرسه ، ونداليسم و بزهکاري مي شود ( 9 ) . رفتار انحرافي نوجواناني که هنوز به سن قانوني نرسيده اند ، بزهکاري ناميده مي شود و نوجوانان مرتکب به اين رفتار ها را بزهکار مي نامند ( 9) . اصطلاح بزهکار به افرادي اطلاق مي شود که اعمالي خلاف هنجارها ، قانون يا موازين مذهبي جامعه انجام داده اند . با توجه به اين نکته که اين احکام در جوامع گوناگون متفاوت است ، فرد متخلف در يک جامعه ممکن است در جوامع ديگر از تخلف بري باشد . در ايران بزهکاري به کل جرايمي گفته مي شود که در صورت ارتکاب ، به موجب قصاص ، ديات ، حدود و تعزيرات داراي مجازات هستند (10) . و نيز اصطلاح طفل بزهکار به کسي گفته مي شود که مرتکب عملي گردد که قانون يا شرع ارتکاب آن را منع کرده است و يا ترک عملي که انجام آن را واجب و لازم دانسته ، چنين کسي در اسلام گنهکار و مجرم شناخته مي شود و اگر توبه نکند بايد مجازات شود چه براي جرمش حد و حکم مشخصي تعيين شده يا نشده باشد و در صورت دوم به دستور حاکم شرع و مجتهد جامع الشرايط و مرجع صلاحيت دار تاديب و تعزير مي شود ( 4 ) . همچنين در ماده 26 قانون راجع به مجازات اسلامي مقرر شده : (( اطفال در صورت ارتکاب جرم مبري از مسووليت کيفري هستند و تربيت آنان به نظر دادگاه به عهده سرپرست اطفال و عندالاقتضاء کانون اصلاح و تربيت مي باشد . )) در تبصره يک همين ماده طفل بزهکار را مشخص ساخته و مي افزايد (( منظور از طفل کسي است که به حد بلوغ شرعي نرسيده باشد )) (4) . بزهکاري کودکان و نوجوانان و شرايط خاص اصلاح و تربيت آن ها با توجه به شرايط سني و اجتماعي و علل و انگيزه هاي غالبا متفاوت بزهکاري در اين قشر با ساير مجرمان بزرگسال ، توجه کارشناسان رفاه اجتماعي ، حقوق دانان ، مددکاران و روانشناسان اکثر جوامع را برانگيخته و در نهايت موجب شده است که تمهيداتي جهت نگهداري اصلاح و تهذيب کودکان و نوجوانان معارض قانون با قوانين و ضوابط ويژه در نظر گرفته شود (11) . در کشور ما به استناد ماده 49 قانون مجازات اسلامي و تبصره ماده 220 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب رسيدگي به جرايم اطفال و نوجوانان بزهکار زير 18 سال تمام ، در ايران در دادگاه هاي اطفال صورت مي گيرد و از سوي مراجع قضايي براي اصلاح و تربيت به کانون هاي اصلاح و تربيت فرستاده مي شود ( 6 ) . طبق ماده 18 آيين نامه قانوني و مقررات اجرايي سازمان زندان ها و اقدامات تاميني و تربيتي کشور ،کانون مزبور چنين تعريف شده است (( کانون اصلاح و تربيت مرکزي است جهت نگهداري ، اصلاح ، تربيت و تهذيب اطفال غير بالغ و بزهکار يا بزهکاراني که کمتر از 18 سال سن داشته باشند2 )) (12) . اولين کانون اصلاح و تربيت کشور در استان تهران در سال 1347 با مطالعه ساختار و مدل کانون هاي چندين کشور تاسيس گرديد (11) . روند ساخت کانون هاي اصلاح و تربيت در سراسر کشور با الگوگيري از کانون اصلاح و تربيت استان تهران ادامه يافت ، به طوري که در سال 1392 ، 29 استان کشور ، داراي کانون اصلاح و تربيت شدند و نوجوانان بزهکار در استان هاي فاقد کانون اصلاح و تربيت ( 2 استان سمنان و آذربايجان شرقي ) در بند جوانان زندان استان مورد نظر نگهداري مي شوند ( 13 ) . افزايش تعداد کانون هاي اصلاح و تربيت در سراسرکشور علاوه بر اينکه حکايت از افزايش بي شمار اطفال بزهکار درکشور دارد ، نشان دهنده ي افزايش توجه به اين گروه ويژه از نوجوانان نيز مي باشد . بررسي آمار مربوط به ورود اطفال و نوجوانان بزهکار به کانون هاي اصلاح و تربيت در کل کشور حکايت از رشد چشم گيري در اين زمينه دارد و ادامه اين روند مي تواند بسيار نگران کننده باشد . آمار نشان مي دهد در سال 1388 تعداد ورود به کانون هاي اصلاح و تربيت در کل کشور در گروه سني زير 12 سال ، 33 نفر و در سال 1389 ، 56 نفر بوده است . همچنين در سال 1388 تعداد نوجوانان بزهکار راه يافته به کانون در گروه سني 12- 18سال ، 9127 نفر و همين آمار در سال 1389 به 12606 نفر افزايش يافته است ؛ سپس در سال 1390 تعداد 11168 نفر و در سال 1391 ، تعداد 12141 نفر مددجو به کانون هاي اصلاح و تربيت سراسر کشور فرستاده شدند ( 13 ) . از نظر اولويت جرايم نوجوانان بزهکار درکشور بايد ابراز داشت که ، بالاترين فراواني به سرقت و اخاذي اختصاص يافته است با رقم 86/27 % ، اولويت دوم ضرب و جرح و نزاع است با رقمي برابر 94/17 % ، مواد مخدر و اعتياد 89/11 % ، رابطه نامشروع 56/9 % و ورود و اقامت غير مجاز اتباع افغان بارقمي معادل 38/7 % آخرين اولويت جرايم نوجوانان در کشور مي باشد و آمار 37/25 % نيز به ساير جرايم اختصاص يافته است . از ميان کل ورودي ها به کانون اصلاح و تربيت 10 % به دختران و باقي آمار به پسران اختصاص دارد ( 13 ) . ميانگين بازگشت مجدد نوجوانان به کانون هاي اصلاح و تربيت سراسر کشور ، طي يک روند 10 ساله (1390 – 1380 ) ، 15 % و اين آمار در مورد کانون اصلاح و تربيت استان تهران ، 20 % بوده است3 . همچنين بررسي آمار زندانيان در کل کشور طي يک روند 20 ساله ( 1379 – 1359 ) و مقايسه آن با رشد جمعيت در همين محدوده زماني بسيار تامل برانگيز است . آمار سازمان زندان ها نشان مي دهد که جمعيت زندانيان ( بزرگسال و نوجوان ) در کل کشور در سال 1359 ،400/22 نفر و جمعيت کشور 000/000/35 نفر بوده است و در سال 1379 ، جمعيت زندانيان در کل کشور به 000/240 نفر رسيده در حالي که جمعيت کل کشور به 000/000/70 نفر رسيده بود به عبارتي جمعيت کل کشور طي اين 10 سال 2 برابر شده در حالي که جمعيت زندانيان در کل کشور ، بالغ بر 10 برابر شده بود ( 13 ) . سالانه به طور ميانگين 000/700 نفر وارد زندان هاي سراسر کشور مي شوند از اين تعداد ، به طور تقريبي 1 % سابقه اقامت در کانون هاي اصلاح و تربيت را در پيشينه خود داشته اند . 7 /6 % جمعيت کل زندانيان کشور زير 25 سال هستند يعني از هر 1000 نفر زنداني ، 67 نفر زير 25 سال سن دارند . همچنين طبق آمار ، 2/1 % جمعيت کل زندانيان را افراد زير 20 سال تشکيل مي دهند يعني از هر 1000 نفر زنداني که به زندان ها ورود پيدا مي کنند ، 12 نفر زير 20 سال هستند(13 ) . شايان ذکر است ، مقايسه ي آمارهاي کشور هاي مختلف در اين مورد اصولا جايز نيست ، زيرا اولا- اصطلاح جرايم اطفال در بعضي کشور ها فقط شامل جنايات ارتکابي توسط کودکان مي شود ولي در بعضي ديگر از کشور ها ، اين مفهوم کل جرايم و حتي هر نوع رفتار ضد اجتماعي قابل سرزنش را در برمي گيرد . ثانيا – برخي از آمارها کليه اطفال توقيف شده توسط پليس را ذکر مي نمايد ، حال آن که در بعضي از کشور ها اطفال اعزام شده به دادسرا و در برخي ديگر اطفالي که توسط دادگاه ها مورد حکم واقع شده اند ، منعکس گرديده است . ثالثا – اختلافاتي که از لحاظ تعيين حد سني اطفال صغير در کشور هاي مختلف وجود دارند ، نيز مشکلي است که مزيد بر علت شده و قياس آمارهاي منتشره در اين مورد را بي فايده مي سازد . به عنوان مثال آمار بزهکاري کشور بلژيک مربوط به مجرمين 6 تا 16 ساله است و حال آنکه آمار هاي کشور انگلستان مربوط به بزهکاران 8 تا 17 ساله و آمارهاي کشور آلمان جوانان بزهکار در حيطه سني 14 تا 18 ساله را در بر مي گيرد ( 14 ) .
افزايش نوجوانان بزهکار مي تواند دلايل عديده اي داشته باشد از جمله اين موارد مي توان به ناکارآمد بودن کانون هاي اصلاح و تربيت اشاره کرد . تحقيقات نشان داده است که زنداني شدن بزهکاران وضع را بدتر مي کند و آن ها را دچار اختلالات رواني مي کند و اين موسسات کمک بسيار کمي در زمينه مسايل رواني ، تربيتي و شغلي مي کنند و بيشتر نوجوانان را مستعد ارتکاب به اعمال مجرمانه در بزرگسالي مي نمايند ( 8 ) . به‌نظر مي‌رسد که بخشي از اين افزايش محبوبيتِ گماردن نوجوانان بزهکار به مؤسسات نگهداري ، در نتيجة افزايش خشونت در ميان برخي مجرمان نوجوان باشد. اما درعين‌حال، اين امر، بازتاب اين عقيدة سياست‌گذاران است که بهترين رويکرد به جرايم نوجوانان “سختگيري” به مجرمان نوجوان مي‌باشد. در حال حاضر بسياري از کودکان و نوجوانان متهم به جرايم خشن، به اين مکانها‌ فرستاده مي‌شوند. بااين‌حال، امروزه نيز مانند گذشته، اين نوع گماردن نه‌تنها در مورد نوجواناني كه به جرايم خطرناك متهم و محاکمه شده‌اند بلکه در مورد آنهايي که به‌خاطر جرايم جزئي نيز متهم و محاکمه شده‌اند، اعمال مي‌شود. در واقع، در بسياري از موارد در مورد جواناني اعمال مي‌شود كه قراردادن‌ آنها در برنامه‌هاي جامعه‌محور مي‌توانست به‌مراتب بهتر و کم‌هزينه‌تر ‌باشد. علي‌رغم تاريخچة طولانيِ مؤسسات نوجوانان و محبوبيت روز افزون آنها، شواهد چنداني دال بر اينكه حبس جوانان يک پاسخ اصلاحي مؤثر به جرايم نوجوانان مي‌باشد، وجود ندارد ( 15 ) . پرن فر (1386 ) نشان داده است که علت ناموفق بودن بسياري از برنامه ها و طرح هاي مداخله اي ، اطلاع نداشتن از ايده ها و بينش افرادي است که درگير پروژه هستند (16) . با توجه به آمار مربوطه و مطالب ارايه شده سوالي که به ذهن متبادر مي شود اين است که فضاي کانون اصلاح و تربيت به چه نحوي است ؟ تعاملات ميان افراد در آن جا به چه صورت است که روند افزايشي در آمار اطفال بزهکار را به دنبال داشته ايم ؟ از اين رو به نظر مي رسد اگر تيغ پژوهش به لايه هاي دروني کانون اصلاح و تربيت کشيده شود شايد بتوان با اطلاعاتي که بدست مي دهد ، در آينده الگوهاي مداخله اي موثر تري طراحي کرد . بنابراين توجه به تجارب و نظرات کودکان و نوجوانان مستقر در کانون اصلاح و تربيت مي تواند ، تجارب فردي (زواياي پنهان زندگي آن ها ) ، وجوه غير انساني و مشکلات و پيامدهاي احتمالي زندگي در اين گونه اماکن را که از ديده نظر صاحب نظران جا مانده است را روشن سازد؛ و به کار گيري آن به عملکرد هر چه بهتر اين گونه مراکز تربيتي کمک بسزايي نمايد .
1 – 3 ) اهميت و ضرورت :
جامعه ايران مانند بسياري از جوامع در حال توسعه ، شاهد ازدياد کمي و کيفي پديده بزهکاري کودکان گرديده و اين تحول عمدتا با مهاجرت روستاييان به شهر، هجوم فرهنگ غربي ، توسعه شهرنشيني ، کمبود مسکن ، مشکلات اقتصادي ، ضعف باورهاي مذهبي و به ويژه در سال هاي اخير تحت تاثير فرهنگ مصرفي و صنعتي ، رشد سريعي به خود گرفته است ( 9 ) .
سير ترقي و تکامل ملت ها ، مديون اجتماعي سالم و نظم وانضباطي است که بر آن حاکم است و ملتي مي تواند سهم بيشتري از اين پيشرفت و تکامل را داشته باشد که از عوامل فساد و انحطاط دور بوده و نظام اجتماعي خود را بر پايه هاي محکم و استواري بنا نهاده و افراد سازنده اجتماع خود را شايسته و بهتر تربيت کرده باشد ( 17 ) . به همين جهت امروزه بهبود وضع اجتماعي و تعالي سطح فرهنگ عمومي، سر لوحه برنامه هاي اصلاحي کشورها قرار گرفته و به مساله تهذيب و تربيت افراد به خصوص کودکان و نوجوانان که عناصر سازنده اجتماعات آينده محسوب مي شوند ، توجه خاصي مبذول مي گردد ( 18 ) . رسيدگي به اين موضوع در جامعه ي ايران به خاطر بافت جمعيتي جوان کشور ، از اهميت و ضرورت بيشتري برخوردار است (19) . از مشکلاتي که همواره نظام هاي کيفري با آن مواجه بوده اند ، مشکل بزهکاري اطفال و نوجوانان است . از آنجايي که وضعيت ويژه و حساس اطفال واکنش اجتماعي خاصي را نسبت به بزهکاري آنان مي طلبد بنابراين شيوه هاي رسيدگي قضايي ، محاکمه ، مجازات و سرانجام نحوه بازپروري وفرايند بازاجتماعي ساختن آنان از اهميت بالايي برخوردار است ( 18 ) . در اغلب ممالک ، به دنبال توصيه هاي متخصصان علوم کيفري ، سياست جنايي خاصي در اين مورد اتخاذ شده که از آن جمله مي توان به آيين دادرسي خاص ، تاسيس کانون هاي اصلاح و تربيت به منظور گذراندن دوران محکوميت و … اشاره نمود . از آنجايي که يکي از گروه هاي هدف کارشناسان رفاه اجتماعي ، کودکان و نوجوانان به ويژه نوجوانان آسيب پذير بوده ، درکنار نقش کارشناسان نظام هاي کيفري ، توجه کارشناسان رفاه اجتماعي نيز به اين گروه ويژه از نوجوانان و شرايط حبس آن ها معطوف شده است. به ويژه اين که يکي از کمبود ها در زمينه ي بعد حقوقي رفاه اجتماعي4 ، عدم برنامه ريزي جامع و مناسب در زندان ها ، مراکز بازپروري و کانون هاي اصلاح و تربيت مي باشد ( 20 ) . بنابراين توجه و پژوهش بيشتري در اين زمينه احساس مي شود . از آنجايي که پژوهش حاضر بر کانون هاي اصلاح و تربيت متمرکز است ، به توضيح پيرامون اين مساله مي پردازيم .
جهت تشکيل کانون هاي اصلاح و تربيت ، سرمايه مادي ، افراد متخصص و واجد صلاحيت براي اداره و تصدي آن ها ، فضاي کافي ، ساختمان هاي وسيع ، اتاق هاي متعدد ، سالن هاي مناسب براي کارآموزي و تشکيل کارگاه هاي فني و حرفه اي ، کلاس هاي درس ، تالارعمومي، زمين ورزش و مسجد از نظر ارشاد و تهذيب اخلاقي ، از ضروريات اوليه است ( 2 ) . ساليانه مبالغ هنگفتي بالغ بر ميلياردها تومان جهت نگهداري ، درمان و توان بخشي نوجوانان معارض قانون بر دوش جامعه نهاده مي شود و تيم بزرگي متشکل از پزشکان ، روان شناسان ، مشاوران ، معلمان و مربيان در کانون هاي اصلاح و تربيت ايفاي نقش مي کنند . حال اين پرسش به ذهن مي رسد که علي رغم فعاليت اين تيم بزرگ و صرف هزينه هاي سنگين ، آيا مددجويان علت واقعي حضور خود درکانون را درک کرده اند ؟ و اهداف تربيتي و اصلاحي و فلسفه وجودي کانون را حس کرده اند يا علي رغم تدابير و اهداف مدون کانون اصلاح و تربيت ، اين محيط را صرفا به عنوان گذرگاهي براي تنبيه و کفاره بزه خود قلمداد مي کنند ؟
پژوهش هاي متعددي نشان مي دهد که در چند سال اخير تعداد بزهکاران کشور در حال افزايش است . به عنوان مثال اگر به روند افزايش تعداد بزهکاران طي سال هاي 1382 تا 1389 توجه کنيم ، خواهيم ديد ، سيستم قضايي در سال 1382 تعداد 2603 نوجوان را به کانون اصلاح و تربيت تهران معرفي کرده و در سال 1383 اين تعداد به 2623 نفر رسيده است . در سال 1384 ، 3043 مددجو معرفي شدند و همين روند تا جايي پيش رفت که در سال 1385 تعداد 3713 در سال 1386 تعداد 3357 نفر و در سال 1387 ، 2957 نوجوان ، در سال 1388 ، 2532 نفر ، در سال 1389 ،2331 و …. را با برچسب بزهکار که به نوعي برچسب عدم اطمينان هميشگي جامعه به اين افراد است ، روانه کانون اصلاح و تربيت تهران شده اند ( 9 ) . علاوه بر هزينه هايي که بزهکاري بر زندگي و شخصيت فرد تحميل مي کند ، رفتارهاي ناسازگارانه هر ساله هزينه هاي هنگفتي را نيز بر جوامع انساني تحميل مي کند . در صورتي که سياست



قیمت: تومان


پاسخ دهید