1-7-3- فضا 12
1-7-4- توزیع فضایی 13
1-7-5- توزیع خدمات شهری15
1-7-6- خدمات اجتماعی15
1-7-7- نابرابری 13
2.فصل دوم17
2-1- مفهوم عدالت در فضا18
2-2- مفهوم عدالت اجتماعی در فضا21
2-3- ابعاد عدالت اجتماعی22
2-3-1- برابری و مساوات22
2-3-2- قانونمندی23
2-3-3- اعطای حقوق23
2-3-4- توازن24
2-4- تئوری های عدالت اجتماعی24
2-4-1- عدالت اجتماعی و عقلانیت24
2-4-2- عدالت اجتماعی و عدالت معنوی25
2-4-3- مطلق بودن عدالت اجتماعی25
2-4-4- عدالت اجتماعی و رفاه عمومی26
2-5- عدالت فضایی و عدالت جغرافیایی27
2-6- عدالت اجتماعی از نظر مکاتب و دیدگاههای مختلف30
2-6-1- مفهوم عدالت از دیدگاه اسلام30
2-6-2- سوسیالیسم و عدالت اجتماعی33
2-6-3- عدالت اجتماعی از دیدگاه لیبرالیسم35
2-6-3-1- بررسی نظریات تئوری پردازان لیبرالیسم کلاسیک37
2-6-3-2بررسی نظریات تئوری پردازان لیبرالیسم نو39
2-6-3-3نظریات مربوط به اندیشمندان میانه40
2-6-3- 3- 1 جان راولز47
2-6-3-3 – 2آنتونی کیدنز40
2-7- عدالت در فضا42
2-8-معیارهای عدالت فضایی45
2-9- عدالت اجتماعی و مدیریت شهری46
2-10عدالت فضایی در شهر47
2-11- نظریه توسعه پایدار شهری50
2-12-توسعه پایدار وعدالت فضایی در شهر52
2-13-توسعه پایدار و عدالت اجتماعی54
2-14- جمعبندی56
فصل سوم معرفی محدوده تحقیق و روش شناسی تحقیق58
3-1- تحلیل فضایی استان فارس59
3-2-موقعیت جغرافیایی شهر فیروزآباد59
3-3- مطالعات طبیعی و جغرافیایی59
3-3-1زمین شناسی61
3-3-2- ریخت شناسی61
3-3-3تشکیلات زمین شناسی منطقه61
3-3-4 چینه شناسی63
3-3-5- گسل های موجود درمنطقه66
3-3-6- زلزله67
3-3-7 هیدرولوژی69
3-3-8آبهای سطحی70
3-3-8-1 رودخانه تنگاب و فیروزآباد70
3-3-8-2 آبهای زیر زمینی73
3-3-9-1 چاه73
3-3-9-2قنات73
3-3-9-3 چشمه سار74
3-3-10 آب و هوا74
3-3-10-1 دمای هوا76
3-3-10-2 بارندگی77
3-3-10-3رطوبت هوا77
3-3-10-4باد78
3-3-10-5ساعات آفتابی و تعداد روزهای یخبندان79
3-3-11 توپوگرافی80
3-3-11-1 ارتفاعات80
3-3-11-2 تپه ها81

3-3-11-3دشت81
3-3-11-4 شیب82
3-3-12خاک شناسی و قابلیت اراضی82
3-3-13پوشش گیاهی85
3-14مطالعات انسانی86
3-14-1 خلاصه ای از وضعیت عمومی شهرستان فیروزآباد86
3-14-2پیشینه تاریخی87
3-14-3 جمعیت90
3-14-3-1 جمعیت شهر فیروزآباد90
3-14-3-2 نسبت جنسی92
3-14-3-3 نرخ رشد جمعیت93
3-14-3-4 پیش بینی شهر فیروزآباد95
3-14-3-5 مهاجرت 97
3-14-4 اشتغال و فعالیت98
3-15روش تحقیق101
3-15-1 محدوده های تحقیق103
3-15-2 اهداف تحقیق103
3-15-3 فرضیات تحقیق103
16-3 جمعبندی103
– فصل چهارم یافته های پژوهش و بحث106
4-1 نظام تقسیمات اداری – کالبدی شهر141
4-1-1-ناحیه بندی144
4-1-1-1 عوامل موثر در ناحیه بندی108
4-1-1-2 اهداف ناحیه بندی………………………………………………………………………………………………………………………..108
4-1-1-3 امتیازات در ناحیه بندی109
4-1-1-4 ناحیه بندی و عدالت اجتماعی110
4-1-2-تعیین محدوده محله110
4-2 تقسمات کالبدی شهر فیروزآباد111
4-3 توزیع فضایی جمعیت بر اساس ضریب آنتروپی112
4-4-نحوه توزیع خدمات محله ای در شهر فیروزاباد115
5-4امکانات و خدمات شهری مورد مطالعه…………………………………………………………………………………………………….115
4-5-1 امکانات آموزشی…………………………………………………………………………………………………………………………………116
4-5-2 خدمات تاریخی- جهانگردی و مذهبی……………………………………………………………………………………………….116
4-5-3 خدمات تولیدی-صنعتی و تجاری………………………………………………………………………………………………………117
4-5-4پارک و فضای سبز شهری……………………………………………………………………………………………………………………117
4-5-5 خدمات بهداشتی – درمانی…………………………………………………………………………………………………………………118
4-5-6فضاهای ورزشی و تفریحی…………………………………………………………………………………………………………………..118
4-5–7 خدمات نیروی انتظامی…………………………………………………………………………………………………………………….119
4-5-8تاسیسات و تجهیزات شهری………………………………………………………………………………………………………………..119
4-6 توزیع فضایی خدمات شهری در شهر فیروزاباد……………………………………………………………………………………….119
4-6-1دسترسی به امکانات آموزشی………………………………………………………………………………………………………………119
4-6-2 دسترسی به خدمات تاریخی- جهانگردی و مذهبی………………………………………………………………………….120
4-6-3دسترسی به خدمات اداری – انتظامی………………………………………………………………………………………………….122
4-6-4دسترسی به فضای سبز………………………………………………………………………………………………………………………..122
4-6-5دسترسی به خدمات بهداشتی – درمانی……………………………………………………………………………………………..123
4-6-6دسترسی به فضاهای ورزشی – تفریحی………………………………………………………………………………………………123
4-6-7دسترسی به تاسیسات و تجهیزات شهری…………………………………………………………………………………………..123
4-7 رتبه بندی محلات شهر فیروزآباد………………………………………………………………………………………………………….126
4-7-1 جمع بندی واحد های خدماتی………………………………………………………………………………………………………….126
4-7-2 مدل استاندارد سازی داده های مختلف الجنس………………………………………………………………………………..127
4-8 سطح بندی محلات بر اساس چگونگی توزیع خدمات شهری………………………………………………………………..130
4-8-1 مدل ضریب همبستگی اسپیرمن……………………………………………………………………………………………………….134
4-9 اولویت بندی محلات به لحاظ تعادل بین توزیع جمعیت و خدمات …………………………………………………….135
فصل پنجم آزمون فرضیات ، نتیجه گیری و پیشنهادات…………………………………………………………………………………137
5-1مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..138
5-2آزمون فرضیات………………………………………………………………………………………………………………………………………….138
5-2-1آزمونفرضیه اول…………………………………………………………………………………………………………………………………..138
5-2-2آزمون فرضیه دوم………………………………………………………………………………………………………………………………139
5-3جمع بندی و نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………………………140
5-4پیشنهادات…………………………………………………………………………………………………………………………………………………143
5-4-1 پیشنهادات برای پژوهشهای آتی……………………………………………………………………………………………………….148
منابع و ماخذ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………150
فهرست جدول‌ها
جدول ‏31- میانگین ماهیانه و حداکثر بارندگی روزانه ( ایستگاه فیروزآباد) (2009- 1995)77
جدول ‏32- میانگین ماهانه پارامترهای نم نسبی هوا بر حسب درصد (ایستگاه فیروزآباد) (2009- 1995)78
جدول ‏33- جهات وزش باد در شهر فیروزآباد78
جدول ‏34- میانگین ماهانه حداکثر سرعت وزش باد بر حسب متر بر ثانیه ( ایستگاه فیروزآباد)79
جدول ‏35- میانگین ماهانه ساعات آفتابی و تعداد روزهای یخبندان (ایستگاه فیروزآباد)(2009- 1995)80
جدول ‏36- بررسی جمعیت کشور، استان، شهرستان و شهر و مقایسه آنها با یکدیگر طی دوره‌های سرشماری 1385- 133592
جدول ‏37- نرخ رشد جمعیت در کشور، استان فارس، شهرستان و شهر فیروزآباد94
جدول ‏38- برآورد تعداد شاغلان و گروههای عمده فعالیت در شهر فیروزآباد و مناطق شهری استان فارس100
جدول ‏39- ساختار شغلی جمعیت شاغل در شهر فیروزآباد طی سالهای 85- 1335( به درصد)101
جدول ‏41- وضعیت تقسیمات کالبدی شهرفیروزآباد در سال 1390113
جدول ‏42- توزیع فضایی جمعیت در نواحی و محلات شهری فیروزآباد طی سالهای 1390- 1375114
جدول ‏43- تعداد کاربری‌ها در محلات دوازده‌گانه شهر فیروزآباد.124
جدول ‏44- رتبه بندی و ارزش عددی جمع واحدهای خدماتی127
جدول ‏45- نمرات استاندارد شده شاخص‌های توزیع خدمات شهری در محلات شهری فیروزآباد.129
جدول ‏46- رتبه و ارزش عددی محلات.129
جدول ‏47- سطح‌بندی محلات شهری فیروز آباد به لحاظ عدالت در توزیع فضایی خدمات شهری131
جدول ‏48- محاسبه ضریب همبستگی اسپیرمن بین رتبه جمعیت و رتبه خدمات در محلات شهرفیروزآباد.135
جدول ‏49- اولویت بندی محلات شهر فیروزآباد برای ایجاد تعادل بین جمعیت و سطح خدمات.139

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فهرست شکل‌ها
شکل ‏21- عدالت اجتماعی از دیدگاه اسلام32
شکل ‏31- نقشه موقعیت جغرافیایی شهرستان فیروزآباد در استان60
شکل ‏32- رودخانه تنگاب در دشت فیروزاباد و موقعیت آن نسبت به شهر.71
شکل ‏33- سد و رودخانه تنگاب72
شکل ‏34- نقشه تاریخی منطقه پارس و فیروزاباد87
شکل ‏35- کاخ اردشیر بابکان در کنار قمپ آتشکده88
شکل ‏36- عکس هوایی از کاخ و آتشکده اردشیر بابکان و قمپ آتشکده88
شکل ‏37- عکس هوایی (گوگل ارث) از شهر گور و محوطه دایره‌ای شکل89
شکل ‏41- عکس هوایی (گوگل ارث) شهر فیروزاباد، به تفکیک نقاط جدید و قدیم ساخت.112
شکل ‏42- نقاط اصلی تاریخی فیروزآباد و موقعیت آنها نسبت به شهر120
شکل ‏43- نقش پیروزی در کنار رودخانه تنگاب121
شکل ‏44- قلعه دختر121
شکل ‏45- منار میلو که در کنار شهر گور و در محوطه دایره‏ای شکل قرار دارد.122
شکل ‏46- کاربری اراضی شهر فیروزآباد125
شکل ‏47- نقشه محلات شهر فیروزآباد133

فصل اول
کلیات
مقدمه
به رغم اینکه وجود نابرابری در استاندارد زیست در بین ساکنین یک شهر پدیده جدیدی در هیچ یک از شهرهای جهان نیست اما در کشورهای کمتر توسعه‌یافته به دلیل فاحش تر بودن تفاوت‌های اجتماعی – اقتصادی و پیدایش سکونتگاه‌های زیر استاندارد و گسترش خوش‌نشینی، تفاوت‌های فضایی شهرها تشدید شده است(عبدی دانشپور، 1378: 37). سکونت اقشار کم درآمد در مکان‌هایی که جاذب سایر گروه‌ها اجتماعی نیست، به تمرکز فقر می‌انجامد و این فرآیند به جدایی گزینی طبقه کم درآمد از سایر گروه‌های اجتماعی منجرمی شود(شاه حسینی،1384: 185).
بنیاد اسلام بر پایه عدالت استوار است چرا که عدل یکی از اصول دین و یکی از اصل دو مذهب می‌باشد (مطهری، 1360: 6). عدالت که خود نتیجه تکامل اجتماعی است (قربان نیا، 1380: 21)، به دو دسته الهی و غیر الهی و عدالت غیر الهی نیز به عدالت فردی و اجتماعی تقسیم می‌گردد. عدالت اجتماعی عبارت است از احترام به حقوق دیگران و رعایت مصالح عمومی (اخوان کاظمی،1381: 23). در ماده اول اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است که تمام افراد بشر از لحاظ حیثیت و حقوق باهم برابرند. در اصل سوم قانون اساسی نیز یکی از اساسی‌ترین اهداف دولت، رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه می‌باشد (قربان نیا، 1380: 227-281) از این رو دولت‌ها و دستگاه برنامه‌ریزی وظیفه سنگینی در خصوص ایجاد عدالت اجتماعی و اقتصادی به عهده دارند.
اشاعه قابل‌توجهی از ثروت مادی، و از سوی دیگر اقلیت‌هایی که در فقر زندگی می‌کنند، از ناکامی‌های خط مشی شهری قلمداد می‌شوند (هال، 1387: 311) البته در زمینه شهری دسترسی برابر به نیازهای اولیه از تأمین آن مهم‌تر است (پاتر و دیگران، 1384: 147).
بررسی‌های تجربی روشن می‌کند که وجه مشخصه شهرنشینی جهان سومی فعلی، ناموزونی و بی‌عدالتی است (وارثی و همکاران،1386)، این نابرابری‌ها در سه سطح متجلی می‌شوند:
نابرابری‌ها در فرصت‌های امرار معاش در بخش‌های شهری و روستایی؛
نابرابری از یک شهر تا شهر دیگر، به دلیل تمرکز منابع محدود در پایتخت‌ها؛
نابرابری اقتصادی درون‌شهری میان توده‌ها و یک گروه کوچک نخبه توانگر؛
این عدم تعادل و نابرابری‌ها، به جز آسیب‌های ذاتی، ممکن است در کار آیی و انتظارات اقتصاد ملی نیز خلل ایجاد کند (اسمیت، 1384: 11).
نابرابری‌های شهری عمدتاً در آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین به چشم می‌خورد. در چنین نقاطی طبقات بالاتر به لحاظ اقتصادی از سطح زندگی بالاتری برخوردار هستند در حالیکه طبقات پایین تر در معرض بیماری‌ها و محدودیت‌های مربوط به معیشت روزانه می‌باشند. در چنین شهرهایی حتی امید به زندگی طبقات پایین اجتماعی از میانگین پایین تری برخوردار است. در این جوامع، خانوارها مجبورند بسیاری از مشکلات و نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی را تحمل نمایند (شیخی، 1380: 156)، بنابراین عدالت اجتماعی با مفهوم رفاه که عامل فقرزدایی است رابطه تنگاتنگی دارد (جاجرمی و همکاران، 1385: 6) رفاه جامعه در گرو اطمینان از این نکته است که همه شهروندان آن احساس کنند سهمی در آن دارند و از جریان عادی جامعه کنار گذاشته نشده‌اند. برای این منظور باید همه گروه‌ها (به ویژه آسیب‌پذیرترین آن‌ها) موقعیت‌هایی برای دستیابی به رفاه و حفظ آن کسب کنند (برآبادی،1384: 127).
عدالت اجتماعی که مسائلی از قبیل رفاه اجتماعی، نابرابری‌های شدید، فقر و غیره را مورد بحث قرار می‌دهد، با لایه سوم مفهوم توسعه پایدار، برابری و مساوات ارتباط پیدا می‌کند (حکمت نیا، 1383: 42). اهداف پایداری اغلب در قالب سه واژه محیط، اقتصاد و عدالت بیان می‌شوند و در یک جامعه پایدار، تمام این‌ها بجای اینکه به مرور زمان تخریب شوند، قوت و گسترش می‌یابند. از میان این سه واژه، واژه عدالت به مراتب در بحث‌های عمومی کمتر مطرح شده است. همچنین گروه‌های سازمان‌یافته کمی در حمایت از افراد کم درآمد و یا جوامع زیان‌دیده وجود دارند (روبرت بولارد، 1384: 230).
در جغرافیای سنتی روابط متقابل جوامع انسانی با محیط مورد بررسی قرار می‌گیرد درحالی‌که در جغرافیای نوین، انسان در این بررسی در کانون پژوهش‌ها قرار می‌گیرد (کلاول، 1373: 22). تلفیق این دو رویکرد سنتی و مدرن موجب می‌شود پیچیدگی‌های ناشی از این روابط شناسایی گردد و از این ره آورد در حل مشکلات و بهینه کردن روابط در سکونت‌گاه‌های انسانی بهره جست. امروزه در ارتباط با حل معضلات و مشکلات شهری ناشی از این ارتباط پیچیده، توزیع خدمات عمومی، عدالت اجتماعی و رفاه شهروندان مورد تأکید قرار می‌گیرد (قره نژاد، 1376: 92). زیرا تعادل فضایی در توزیع مراکز خدماتی در شهر و دستیابی به آن مقدمه توسعه پایدار شهری را فراهم می‌آورد و نابسامانی در توزیع منطقه‌ای و محلی باعث دوری مناطق و محلات از عدالت اجتماعی می‌گردد (نسترن، 1380: 145). از این رو در بند اول از چشم‌انداز برنامه جمهوری اسلامی در افق 1404 به ایجاد جامعه شهری توسعه‌یافته، بر عدالت اجتماعی، حفظ کرامت و حقوق انسان‌ها تأکید شده است.
در جهت رسیدن تمامی ساکنان شهرها به صورت یکسان مبحث عدالت اجتماعی در فضای شهری به وجود می‌آید که عدم توجه به آن تبعات بسیار بدی همچون حاشیه‌نشینی و به دنبال آن ناهنجاری‌های اجتماعی که شکل‌گیری حاشیه‌نشینی که معضل بزرگ جامعه ما می‌باشد و در شهرهای کلیه کشورهای جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه نمود عینی دارد و شکل‌گیری فضا در شهر را تحت تأثیر قرار می‌دهد و بسیاری از نابرابری‌های اجتماعی در فضای شهرها ممکن است در اثر این عوامل باشد به وجود می‌آید و تراکم بیش از حد یک منطقه، توسعه یک جانبه شهرها، خالی از سکنه شدن برخی از محدوده‌های شهری، بورس‌بازی زمین و ده‌ها مسئله و مشکل را در پی خواهد داشت (خوش روی، 1385: 2)، و از طرف دیگر وجود نابرابری در کیفیت زندگی، گروه‌های محروم را متوجه گروه‌های مرجع نموده و مشکلات دیگری را ایجاد می‌کند (.(Runicima,1972
با توجه به جمعیت‌پذیری امروزی شهرها و به وجود آمدن شکل تازه‌ای از شهرها در قرن اخیر روشن است که علم جغرافیای شهری و برنامه‌ریزی فضاهای شهری باید ابعاد و قلمروهای تازه‌ای بیابد که یکی از ابعاد و موضوعات تازه که در بیست سال اخیر توجه اکثر دانشمندان این علم را به خود مشغول کرده، پرداختن به عدالت اجتماعی در مباحث شهری هست که از این نظر باید شهر با سیاست‌های کشوری و جهانی پیوند داده شود (شکویی، 1373: 9) و شرایط داخلی شهرها که متأثر از شرایط اجتماعی و اقتصادی حاکم بر کشورهاست و در نتیجه همین شرایط است که کیفیت فضاهای شهری و سیاست‌های برنامه‌ریزی شهری معین می‌شود.
بنابراین نیاز اساسی شناخت ساخت فضای شهری است که ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و در رأس آن‌ها توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد که در نتیجه این تحلیل‌ها و بررسی معیارهاست که قدمی مؤثر در راه تحقق عدالت اجتماعی در جامعه برداشته خواهد شد. تحول در مفهوم فضا و توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری موافق با تغییر در نحوه برخورد با نظریه است. فضا، توزیع مناسب خدمات شهری و شهر بایستی به صورت پدیده‌ای جداگانه شناسایی و روابط مابین آن‌ها مورد بررسی قرار گیرد به این ترتیب با دریافت مفهوم فضا، عدالت شهر و محیط خواهیم توانست به تحلیل رابطه فضای شهر و توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری دست یابیم. امروزه تغییرات اجتماعی سریع‌تر از تغییرات فیزیکی است و شهر از تغییرات اجتماعی تأثیر فوری می‌پذیرد، بنابراین مطالعه و تحلیل تغییرات اجتماعی و اقتصادی و رابطه آن با ساخت فضایی شهر مورد تأکید در مباحث شهر و شهرسازی است به همین دلیل است که در چند سال اخیر پیشگامان جغرافیای شهری جدید ساخت داخلی شهرها را با توجه به عدالت اجتماعی(توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری) که متأثر از سیاست‌های نظام حکومتی و اوضاع اجتماعی جامعه است به طور جدی مطالعه می‌کنند زیرا در شهرهای امروزی مسائل اجتماعی را نمی‌توان تنها با احداث خیابان و ناحیه بندی شهری حل کرد (خوش روی، 1385: 3).
شرح‌ و بیان‌ مسئله
وجود نابرابری و عدم تعادل فضایی در ساکنین نواحی مختلف یک شهر به هیچ‌وجه پدیده‌ای جدید در هیچ یک از شهرهای جهان نیست، اما در کشورهای در حال توسعه به دلیل فاحش بودن تفاوت‌های اجتماعی- اقتصادی، نابرابری و عدم تعادل در توزیع خدمات شهری تفاوت‌های فضایی شهرها تشدید شده است (موسوی ، 1378: 14) زیرا که ساختار فضایی یک شهر متشکل از اجزا و عناصری است که با یکدیگر در کنش متقابل هستند و ناپایداری هر کدام از این اجزا به کل ساختار تأثیر خواهد گذاشت (ساوج، 1385: 90). در عصر حاضر اصلی‌ترین عامل بحران‌های جوامع بشری ریشه در نابرابری‌های اجتماعی و فقدان عدالت دارد (مرصوصی، 1383: 90).
مفهوم عدالت اجتماعی اصولاً آن قدر همه شمول نیست که بتوان در قالب آن درباره یک اجتماع خوب قضاوت کرد. عدالت را اساساً می‌توان به عنوان اصل ( یا مجموعه‌ای از اصول) در نظر گرفت که برای حل و فصل دعاوی متضاد به وجود آمده است،‌ عدالت اجتماعی(توزیع مناسب خدمات و امکانات شهری) نیز در واقع کاربرد خاص این اصول برای فائق آمدن بر تعارضاتی است که لازمه همکاری برای افراد است. تولید را از طریق تقسیم کار می‌توان افزایش داد لیکن مسئله این است که حاصل تولید چگونه بین افرادی که در فرآیند تولید شرکت کرده‌اند توزیع شود. در این مورد اصول اجتماعی باید ناظر بر تقسیم ثمرات تولید و توزیع مسئولیت‌ها در فرآیند کار جمعی باشد. این اصول همچنین شامل نهادها و سازمان‌های اجتماعی مرتبط با فعالیت تولید و توزیع نیز می‌شود (هاروی، 1379: 97).
اساس مفهوم عدالت اجتماعی بر این است که نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه بر سازمان فضایی آن تأثیر دارد و نیز هر گونه تغییر در سازمان فضایی در روابط اقتصادی- اجتماعی و توزیع درآمد در جامعه اثر مستقیم دارد (مرصوصی،1383: 91).
اصولاً عدالت اجتماعی در رابطه با شهر با دو نوع مفهوم مطرح شده است یکی عدالت اجتماعی متناسب با نسل آینده که دراین‌باره نیازهای اجتماعی- اقتصادی و کالبدی یک مجموعه شهری یا روستایی برای نسل آینده جماعت ساکن در آن مجموعه مورد توجه قرار می‌گیرد و دیگری عدالت اجتماعی متناسب با نسل موجود ساکن در آن مجموعه مورد توجه قرار می‌گیرد که در این مفهوم فقر را در نتیجه عدم توجه به معیارهای پایدار می‌دانند (مجتهد زاده، 1378: 38).
امروزه توسعه شهرها و گسترش فیزیکی آن‌ها در کشورهای جهان سوم بیشتر تحت تأثیر سیاست‌های تمرکزگرا و اداری و روند معاملات قماری زمین قرار دارد، اصول توسعه شهر و نحوه توزیع خدمات و امکانات و تسهیلات شهری جهت دسترسی شهروندان به آنان از لحاظ پایداری و عدالت فضایی زیر سؤال برده است. بنابراین طراحان و برنامه‌ریزان شهری اگر بخواهند امکانات رفاهی ساکنین و شهروندان شهرها را بهبود بخشند، باید از جنبه‌های مختلف توسعه، پایدار بوده و عملکردی مناسبی داشته باشد.
شهر فیروزآباد به عنوان یک شهر کوچک در استان فارس، تحولات مختلف جمعیتی و کالبدی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را در خود دیده است. در این تحقیق به دنبال آن هستیم تا عدالت اجتماعی (توزیع خدمات عمومی شهر) را در شهر فیروزآباد بررسی نموده و اثرات مثبت و منفی آن را بر زندگی شهروندان از جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی و کالبدی تجزیه و تحلیل نماییم و سپس ارتباط آن با نحوه پراکنش جمعیت مورد کنکاش قرار داده و در نهایت راهبردهایی را برای رسیدن به عدالت اجتماعی، فضایی و توسعه پایدار شهری فیروزآباد ارائه خواهیم داد.
سؤالات تحقیق
آیا بین عدالت اجتماعی (توزیع مناسب خدمات عمومی شهر) و پراکنش جمعیت در محلات مختلف شهر فیروزآباد رابطه‌ای وجود دارد؟
آیا بین محلات 12 گانه شهر فیروزآباد، نابرابری‌های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی وجود دارد؟
ضرورت و اهمیت تحقیق
مفهوم عدالت اجتماعی اصولاً آن قدر همه شمول نیست که بتوان در قالب آن در مورد رفاه یک اجتماع قضاوت کرد. عدالت را اساساً می‌توان به عنوان اصل در نظر گرفت که برای حل و فصل دعاوی متضاد به وجود آمده است. عدالت اجتماعی نیز در واقع کاربرد این اصول خاص است (هاروی، 1376). در جهت رسیدن تمامی ساکنان شهرها به نیازهایشان به صورت یکسان مبحث عدالت اجتماعی در فضای شهری به وجود می‌آید که عدم توجه به آن تبعات بسیار بدی همچون حاشیه‌نشینی و تراکم بیش از حد یک منطقه، توسعه یک جانبه شهرها، خالی از سکنه شدن برخی از محدوده‌های شهری، بورس‌بازی زمین و ده‌ها مسئله و مشکل دیگر را در پی خواهد داشت. بنابراین شناسایی اثرات مقوله عدالت اجتماعی جزء اساسی مطالعات شهری محسوب می‌شود و شهر زمانی شهر انسانی می‌شود که عدالت اجتماعی همه زوایای آن را بپوشاند (خوش روی، 1385: 12).
توجه به عدالت اجتماعی تا اندازه‌ای در شهرها حائز اهمیت است که در هر یک از شاخص‌های تعیین‌کننده شهرهای سالم، بستر مطالعات و نقش کلیدی را ایفا می‌کند (شیخی، 1380: 264).
توزیع مناسب و بهینه امکانات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و بهداشتی در میان مناطق و نواحی، یکی از مهم‌ترین عوامل جلوگیری از نابرابری‌ها و شکاف توسعه و توزیع فضایی مناسب جمعیت در پهنه سرزمین هست. مسئله مهم در برقراری توسعه پایدار شهری1 توجه به شاخص‌های اقتصادی، محیطی و سلامت اجتماعی شهرها در بستر برنامه‌ریزی است (Marcotullio,2001:577).
به عقیده صاحب‌نظران، شهر سالم شهری است که شرایط اقتصادی آن مطلوب باشد. فرصت‌های شغلی مناسب، واحدهای مسکونی کافی، سیستم حمل‌ونقل خوب، بیمارستان‌های مجهز و کافی، سهولت دسترسی به مراکز خرید و در نهایت عدالت اجتماعی در آن حاکم باشد. پیچیده بودن مسائل شهری بر کسی پوشیده نیست و این پیچیدگی با توجه به وضعیت امروزی شهرها بیشتر شده است. عدالت فضایی که یکی از اصول اساسی برنامه‌ریزی شهری است باید توجه بررسی‌ها به این موضوع بیشتر معطوف گردد و به نظر می‌رسد هدف اصلی برنامه‌ریزی شهری، عدالت در شهر باشد که دو هدف دیگر یعنی کارآمدی و کیفیت محیطی تحت‌الشعاع آن قرار می‌گیرد. بنابراین باید کنکاشی در مورد این موضوع صورت گیرد و ابعاد آن شناخته شود تا بتوان در جهت تحقق آرمان ایده آل هر انسان قدمی هر چند کوچک برداشته شود. بدین منظور فضا در شهر شناسایی و ابعاد عدالت فضایی در جهت تحقق عدالت اجتماعی در مطالعات شهری از موضوعات اساسی و مباحث این مطالعات هست که در چند سال گذشته از مباحث اصلی نظریه‌پردازان مسائل شهری در غرب می‌باشد.
عده‌ای معتقدند که شرایط لازم و کافی برای رسیدن به یک توزیع عادلانه درآمد، ایجاد وسایل مبتنی بر عدالت اجتماعی برای رسیدن به این توزیع است (هاروی، 1376: 110). مطالعات انجام‌شده در زمینه نابرابری‌های ناحیه‌ای در شهر فیروزآباد ، بیانگر وجود نواحی فعال، کم فعال و محروم است. اهمیت تحقیق حاضر در موارد زیر خلاصه می‌شود:
وجود نابرابری‌ها سبب گردیده که شکاف توسعه بین نواحی شهری بیشتر شده و عدالت اجتماعی و اقتصادی، مفهوم خود را از دست بدهد.
شناسایی توان‌های مختلف نواحی شهری و به‌کارگیری پتانسیل‌های رشد2 و توسعه3 نواحی محروم جهت رسیدن به یک سطح قابل‌قبول رشد و توسعه ضروری است.
اهمیت تحقیق حاضر در این است که با شناخت وضعیت موجود و شناسایی نواحی محروم و کم فعال شهر ، فیروزآباد توجه برنامه‌ریزان و طراحان توسعه ناحیه‌ای را به اتخاذ سیاست‌ها و برنامه‌هایی جهت کاهش نابرابری‌های ناحیه‌ای با توزیع مناسب و بهینه امکانات رشد و توسعه جلب کند. در همین راستا، هدف قرار دادن توسعه نواحی محروم و کم فعال برای رسیدن به عدالت اجتماعی و اقتصادی میان نواحی شهر در جهت کاهش نابرابری‌های ناحیه‌ای ضروری است.
پیشینه تحقیق
شناخت هر پدیده‌ای به درجه شناخت ما از فرایند تاریخی آن پدیده بستگی دارد و فرایند تاریخی بر آن است که نحوه شکل‌گیری پدیده‌ها و عناصر مؤثر در آن را کشف کرده و سپس آن را در طول زمان مورد بررسی قرار دهد.
مروری بر نوشته‌ها و تحقیقات دیگران ما را از تکرار آنچه که قبلاً انجام‌شده بازمی‌دارد و برای تحقیق حاضر فرضیات معین و پیشنهاد‌های سودمندی را مطرح می‌نماید. لذا بررسی و مطالعه تحقیقاتی که دارای نتایج سودمندی بوده باشند سبب می‌شود که اطلاعات موجود در زمینه پیشینه تحقیق شناخته‌شده و از دوباره‌کاری پرهیز گردد.
مفهوم و کارکرد عدالت اجتماعی از اواخر دهه1960 وارد ادبیات جغرافیایی شد و از دهه 1970 به بعد با به‌کارگیری مفهوم عدالت اجتماعی در جغرافیا نظام ارزشی و نظام اخلاقی، تفکرات جغرافیایی را به مسیر تازه‌ای کشاند. دیوید هاروی (1973) اولین جغرافیدانی بود که در کتاب خود با عنوان «عدالت اجتماعی و شهر» مفهوم عدالت اجتماعی را در تحلیل‌های جغرافیایی به کار گرفت (شکویی، 1382: 141).
در سال 1977 دیوید اسمیت با انتشار کتاب «جغرافیای انسانی: رهیافت رفاه» شاخص‌های شناخت رفاه و تحلیل عدالت اجتماعی را مورد بررسی قرارداد. از سال 1980 به بعد تأکید روی عدالت اجتماعی و اخلاقیات یکی از تعهدات پست مدرنیسم می‌باشد (همان منبع). در سال 1991 کمیته اجتماعی و فرهنگی مؤسسه جغرافیدانان انگلیس گزارشی در زمینه عدالت اجتماعی و جغرافیا منتشر ساخت، سپس در سال 1994 دیوید اسمیت با انتشار کتاب جغرافیا و عدالت اجتماعی با بیان اینکه جغرافیا بدون عدالت اجتماعی فاقد قدرت و توان مطلوبیت بخشیدن به زندگی انسانی است معتقد است که جغرافیا باید در نظریه و عمل با عدالت اجتماعی پیوند بخورد (شکویی، 1382: 142).
سید حسن مطیعی لنگرودی (1380) در مقاله‌ای تحت عنوان راهبردهایی در ارتباط با تحقق عدالت اجتماعی و توسعه پایدار در جامعه معتقد است که برای دستیابی به توسعه و عدالت اجتماعی در جامعه به انسان‌هایی اقتصادی و تکنولوژیکی دارای بینش‌های اجتماعی- فرهنگی نیاز می‌باشد تا با دستیابی به این دو پارامتر بتوان به توسعه یا مفهوم امروزی آن عدالت اجتماعی دست یافت (مطیعی لنگرودی، 1380: 292- 279).
مرصوصی (1383) در رساله دکتری خود تحت عنوان تحلیل فضایی عدالت اجتماعی در شهر تهران به بررسی این موضوع پرداخته و به این نتیجه رسیده است که سیاست‌های شهرداری تهران در تخصیص منابع شهری در بین سال‌های 1380- 1376 بر اساس عدالت اجتماعی صورت نگرفته است. بنابراین لازم و ضروری است برای تعادل و توازن در محیط اجتماعی شهر و سازمان فضایی شهر، سیاست‌گذاری‌های شهرداری تهران در تخصیص فضایی هزینه‌ها در مناطق مختلف بر اساس اصول عدالت اجتماعی،‌ نیاز،‌ استحقاق و منفعت عمومی صورت گیرد (مرصوصی، 1383: 90).
وارثی و دیگران (1386) در مقاله‌ای تحت عنوان بررسی اثرات توزیع خدمات شهری در عدم تعادل فضایی جمعیت به نحوه توزیع خدمات شهری بر پایه عدالت اجتماعی پرداخته و به این نتیجه رسیده است که یکی از عوامل تأثیرگذار بر مهاجرت‌ها و جابجایی‌های درون‌شهری، توزیع خدمات شهری است. بنابراین توجه به برنامه‌ریزی در خصوص توزیع عادلانه خدمات شهری نه تنها تحقق عدالت فضایی برای شهر را در برمی‌گیرد بلکه می‌تواند از بروز شکاف و نابرابری خدمات در بین مناطق جلوگیری نماید (وارثی، 1386: 104).
موسوی (1387) در طرح تحقیقاتی تحت عنوان شکل پایدار و عدالت اجتماعی در مورد شهر یزد به این نتیجه رسیده است که توسعه گسترده شهر یزد منجر به توزیع نابرابر خدمات شهری در بین نواحی شهر یزد شده و عدالت اجتماعی و فضایی را در شهر زیر سؤال برده و به توسعه افقی و گسترده شهر یزد دامن زده است که با اعمال سیاست‌های کنترل زمین و توسعه شهری در درازمدت شهر یزد دارای شکل فشرده شهری خواهد شد (موسوی ، 1387: 74).
در نهایت پس از بررسی پیشینه موضوع، نتیجه گرفته می‌شود که به موضوع تحلیل جغرافیایی امکانات و خدمات شهری در شهر فیروزآباد در هیچ یک از منابع فوق پرداخته نشده و برای اولین بار در این پایان‌نامه انجام شده است.
کاربردهای تحقیق
این پژوهش علاوه بر آنکه می‌تواند به توسعه مفهوم کاربردی عدالت فضایی (توزیع مناسب خدمات شهری) در علم برنامه‌ریزی شهری استفاده شود یکی از پژوهش‌های کاربردی برای سازمان‌های ذی‌ربط در سطح شهر می‌باشد. علاوه بر آن در برنامه‌های میان‌مدت و کوتاه مدت شهری نیز کاربرد دارد.
تعریف مفاهیم
در این بخش به توضیح مفاهیم و اصطلاحات مورد نیاز تحقیق، می‌پردازیم.
شهر
شهر زیستگاهی است انسان ساخت و در زیر یک قدرت سیاسی مشخص، که تمرکز جمعیتی نسبتاً پایداری را در درون خود جای می‌دهد، فضاهایی ویژه بر اساس تخصص‌های حرفه‌ای به وجود می‌آورد، تفکیکی کمابیش مشخص و فزاینده میان بافت‌های مسکونی و بافت‌های کاری ایجاد می‌کند و فرهنگی خاص را به مثابه حاصلی از روابط درونی خویش پدید می‌آورد که درون خود خرده‌فرهنگ‌های بی‌شماری را حمل می‌کند (حکمت نیا، 1387: 16).
عدالت اجتماعی
یکی از اصول بنیادین که در اغلب ایدئولوژی‌ها از جمله دین اسلام مبنای برنامه‌ریزی محسوب می‌شود، اصل عدالت اجتماعی است که تفکر نهادها و برنامه‌ریزان بر مبنای آن شکل می‌گیرد و از اصولی است که به دلگرمی، انسجام روابط و توزیع عادلانه (و نه مساوی) دستاوردها و عواید بین شهر و روستا منجر خواهد شد.
اصولاً در برنامه‌ریزی‌هایی که مبتنی بر نظریه‌های غیر الهی هستند، عدالت اجتماعی در اولویت دوم و به عنوان یک موضوع فرعی قلمداد می‌شود. در اسلام و ادیان الهی مسئله عدالت اجتماعی یک اصل است.
در کتاب نظریه عدالت، جان رالز در تعیین قاعده برای عدالت بعد از تأکید بر اصل اولیه برخورداری یکسان افراد از آزادی‌های سیاسی، معتقد است نابرابری‌های اجتماعی تنها در صورتی توجیه‌پذیر است که اول آنکه، بیش‌ترین مزیت را به نفع محروم‌ترین قشرهای جامعه حاصل کند؛ دوم آنکه، پیوستن به مناصب و موقعیت های قابل‌دسترسی برای همه افراد، تحت شرایط برابری منصفانه فراهم آید. وی به این ترتیب معیار حداکثرسازی رفاه برای پایین‌ترین قشر مردم را معیار عدالت معرفی می‌کند (پاپلی یزدی و دیگران، 1386: 19- 21).
فضا
فضا حجم مکانی و زمانی مجموعه‌ای از تمام فعالیت‌هایی است که انسان در راه تسلط بر طبیعت و برای بقای خود انجام می‌دهد و به عبارتی دیگر منظور، فضایی اقتصادی- اجتماعی است که منعکس‌کننده تمام هستی جوامع انسانی است (معصومی اشکوری،1387: 20). فضا مجموعه‌ای از کالبد و محتواست، هنگامی که صفتی به فضا نسبت داده می‌شود بنابرآن که کالبد یا محتوی را در نظر داشته باشد، حوزه یا قلمرو فضا را مشخص می‌سازد (معصومی اشکوری،1387: 21).
توزیع فضایی
چگونگی قرارگیری عناصر،‌ پدیده‌ها و مکان‌ها بر روی کره زمین، پراکندگی یا توزیع فضایی نامیده می‌شود (پوراحمد، 1385: 101). توزیع فضایی دارای 3 ویژگی به صورت زیراست:
الف) تراکم نسبی: شامل تعداد پدیده‌ها و تعداد عناصر مورد مطالعه،‌ تقسیم بر مساحت منطقه مورد مطالعه است.
ب) تفرق:‌ برخلاف تمرکز شاخصی است که مقدار پخش یک پدیده و میزان پراکندگی با تمرکز آن را در منطقه یا مکان نشان می‌دهد.
ج) بافت:‌ طرز قرارگیری هندسی عناصر و پدیده‌ها را در فضا بافت گویند که از جمله آن‌ها می‌توان بافت خطی، بافت متمرکز و بافت متفرق را نام برد ( پوراحمد، 1385: 103).
توزیع خدمات شهری
از جمله عواملی که باید در جهت اجرای عدالت اجتماعی و همراه با عدالت فضایی در برنامه‌ریزی شهری رعایت کرد توزیع مناسب خدمات شهری و استفاده صحیح از فضاها است. در این خصوص کاربری‌ها و خدمات شهری عوامل مؤثری هستند که با ارضای نیازهای جمعیتی، افزایش منافع عمومی و توجه به استحقاق و لیاقت افراد می‌توانند با برقراری عادلانه‌تر، عدالت اجتماعی و اقتصادی و فضایی را در نواحی شهر برقرار نمایند. لذا عدم توزیع خدمات شهری نه تنها می‌تواند در بر هم زدن جمعیت و عدم توازن آن در شهر بینجامد بلکه فضاهای شهر را متناقض با عدالت از ابعاد اجتماعی و اقتصادی شکل دهد (وارثی و دیگران، 1387: 144).
خدمات اجتماعی
خدمات اجتماعی که طیف نسبتاً گسترده‌ای از خدمات عمومی را در برمی‌گیرد، از جمله شاخص‌های رفاه اجتماعی است که از تحولات شهرنشینی متأثر می‌شود و اثرات ناشی از رشد جمعیت شهری را به خوبی در خود منعکس می‌کند (علی‌اکبری، 1383: 58).
نابرابری
نابرابری، عدم شرایط برابر بین دو متغیر است، به طوری که نبود شرایط مساوی باعث به وجود آمدن اختلاف سطح بین متغیرها می‌شود. آثار نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی در شکل استفاده از فضا بازتاب پیدا می‌کند (پوراحمد، 1385: 220).
وجود نابرابری بین مناطق شهری و روستایی، عموماً به وجود دوگانگی اقتصادی و در نتیجه آن نوعی دوگانگی اجتماعی نسبت داده می‌شود. این دو گانگی در مجموعه کلی تری قرار می‌گیرد که عبارت است از “شرایط ممالک جهان سوم و اقتصادی‌های بیرونی”، یا به عبارت دیگر، میان اقتصادهای “مرکزی” یعنی اقتصادهای مسلط و اقتصادهای “پیرامونی یا محیطی”. شهرهای بزرگ محل استقرار “آنتن”های گیرنده اقتصادهای خارجی به حساب می‌آیند و در نظام‌های مناسباتی، نقش ارتباط دهنده و تقویت کننده ای بر عهده دارند. چنین نقشی موجبات تمرکز درآمدها و منافع حاصل از فرآیند “ترانزیت” کالاها را فراهم می آورد و حضور نمایندگان اقتصادهای مرکزی را در خودشان ایجاب می کند. حاصل این تمرکز، استقرار جمعیت بهره ور از امکانات معاش مناسب با درآمدهای فردی بالا می باشد (زنجانی، 1371: 78) در مقابل، توده‌های محروم با حداقل امکانات زیستی پدید می‌آیند و در فرآیند شکل گیری طبقات اجتماعی، نوعی بی عدالتی را به نمایش می‌گذارند. بنابراین توزیع عادلانه درآمد، موثرترین راه برای رسیدن به توسعه انسانی است (آسایش، 1371: 19).
فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
مفهوم عدالت در فضا
مفهوم عدالت در فرهنگهای مختلف معانی زیادی دارد که هر یک از این فرهنگها به معانیی از آن اشاره کرده اند. در فرهنگ فارسی عمید مفهوم عدالت به معنی عادل بودن، انصاف داشتن و دادگر بودن می باشد( عمید، 1375 : 1705). در فرهنگ جامع این واژه به معنی دادگری کردن و عدالت کردن آمده است (سیّاح، 1372 : 563). در فرهنگ گزیده فارسی به عنوان اسم به معنی دادگری و عادل بودن بیان شده است (صدری افشان حکمی، 1382 : 686).
برای دستیابی به مفهوم عدالت در فضا، ابتدا باید به تعریف عدالت بپردازیم: «آزادی» اجتماعی بر «حقوق» فرد در اجتماع دلالت دارد، اما «عدالت» به میزان دستیابی انسانها بر آنچه «استحقاق» آنهاست اطلاق می شود. به بیان دیگر، عدالت میزان یا پیمانه اندازه پاداشی است که انسانها از حضور و تلاش خود در جامعه باید برگیرند.
با قبول اینکه عدالت بر توزیع دستاوردهای فعالیت اجتماعی بر اساس استحقاق انسانها دلالت دارد، ابتدا باید دو مفهوم رسمی4 و عینی یا مادی5 عدالت را از هم تمیز دهیم. عدالت رسمی بیانگر میزان استحقاق هر یک از اعضای جامعه بر اساس قانون است. مثلأ، در اصل سی و یکم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «داشتن مسکن متناسب با نیاز، حق هر فرد و خانواده ایرانی است.» یا در بند دورازدهم اصل سوم، «برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه» هدف قرار گرفته است. تعریف این حقوق اجتماعی6 برای شهروندان ایرانی در شمار عدالت رسمی قرار می گیرد، اما مسلم است که اینها تنها هدف رسمی یک نظام محسوب می شوند و برآوردن آن نیازمند زمان است و البته نه برای به دست فراموشی سپردنشان! هم اینجاست که مفهوم عینی عدالت مطرح می شود: عدالت عینی که به آن عدالت اجتماعی نیز گفته می شود، و یکی از پایه های توسعه پایدار نیز هست، بر تعریف مشخص ساز و کار تولید و توزیع فرصت بهرمندی، نیاز و استحقاق هر فرد یا خانوار از محصول عمل اجتماعی دلالت دارد. به سخن دیگر، در چارچوب عدالت عینی باید به این پرسشها پاسخ داده شود: چه مواردی از دستاوردهای عمل اجتماعی (چه)، به چه مقدار (چند)، به چه کسانی (کدام)، در چه جایی (کجا)، در چه مدت زمانی (کی)، از چه راهی (چگونه)، باید یا می تواند تعلق گیرد یا توزیع شود؟
با پیدایش اقتصاد سیاسی، یا علم اقتصاد، در قرن هیجدهم میلادی بحث یافتن راه عادلانه از عرصه اخلاق به حوزه علم پا نهاد. اقتصاد سیاسی به عنوان علم تولید، مبادله و توزیع محصولات اجتماعی و تخصیص بهینه منابع این امکان را فراهم آورد که نظریه ها و برنامه های اجتماعی از اصول علمی برای تعریف و ارائه راه عادلانه برقراری عدالت بهره گیرند. بر همین اساس، مفاهیم عدالت رابطه ای7 و عدالت توزیعی8 آشکار شدند.
اگر نابرابریها یا برابریهای اجتماعی را یکسره ناشی از نظام اقتصادی، اجتماعی حاکم بر جامعه بدانیم، به عدالت رابطه ای اعتقاد خواهیم داشت، و آنگاه برقراری عدالت از لحاظ عقلی و عملی تنها با برپایی یک نظام اقتصادی – اجتماعی معین ممکن خواهد بود. ولی اگر نابرابریها را به ساز و کار توزیعی محصولات اجتماعی نسبت دهیم، آنگاه عدالت توزیعی را ممکن خواهیم یافت. کسانی چون والرز9، تنها به عدالت توزیعی باور دارند، زیرا از نظر وی حتی تلاش برای کنترل ابزار تولید نیز یک فعالیت تولیدی است. در نتیجه تلاش بیشتری برای تحقق عدالت همواره از راه توزیعی می گذرد.
جان راولز10، فیلسوف فقیه عدالت، ارتباط مستقیم عدالت را با یک نظام اقتصادی- اجتماعی معین کنار می گذارد و در تعریفی که در سال 1971 ارائه داد و پس از کوتاه زمانی مقبولیت عظیم یافت، برای عدالت دو اصل ارائه داد: «نخست، هر کس که در فعالیتی مشارکت دارد. یا از آن تاثیر می پذیرد، حقی برابر برای دستیابی به نهایت آزادی سازگار با آزادی مشابه برای دیگران دارد؛ دوم، نابرابریها خودکامگی اند، مگر آنکه به طور منطقی انتظار برود که برآیندشان نفع همگانی باشد». در جایی دیگر، در تعریف عدالت به مثابه انصاف، وی می گوید، آن قراردادهای اجتماعی منصفانه اند که برآیندی نابرابر برای مردم نداشته باشند، مگر آنکه موجب ارتقاء وضعیت اکثریت جامعه شوند.
برابری در شرایط آغازین مانند مسابقه دو است که همگی در ابتدا در یک خط قرار داشته باشند، اما درست به این دلیل که در خط پایان چنین نباشد. اگر در جامعه ای نابرابری ها چنان باشند که انسانها در بدو تولد (خط آغاز) از بختهای هم تراز یا حداقل قابل قبول از لحاظ خوراک، مسکن، تحصیلات، بهداشت و …. بهرمند نباشند، و این نابرابریها به نفع اقلیت تداوم یابد، بازندگان اجتماعی از پیش معلوم خواهند بود و آن گاه اعضای جامعه قواعد این بازی را برنخواهند تافت.
در چنین شرایطی، نه تنها کرامت انسانی و انصاف اجتماعی رعایت نمی شود، یعنی از اکثریت جامعه امکان ارتقاء مساوی و معنوی سلب می شود؛ بلکه این محرومیت جلوی خلاقیتهای ذهنی و عینی افراد را می گیرد و تکامل اجتماعی را کند و یا متوقف کرده، آن را ناپایدار می کند. محدودیت یا ممنوعیت حضور در عرصه سیاسی، تبعیض طبقاتی، انحصارات اقتصادی، آزاد نبودن انحصار اطلاعات، نداشتن دسترسی به تحصیلات، محرومیتهای جغرافیای و …. از زمره نابرابریها در شرایط آغازین اند که ایجادگر ناپایدارها به شمار می آیند (موسوی و دیگران، 1387: 17)
مفهوم عدالت اجتماعی در فضا
مفهوم عدالت اجتماعی از دیرباز مورد توجه اندیشمندان بوده و یکی از مفاهیم محوری هر گونه اندیشه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را تشکیل می دهد. بخش مهمی از فلسفه سیاسی از یونان باستان گرفته تا اندیشه سیاسی مدرن به موضوع عدالت توجه و تاکید دارد. فلاسفه مهم یونان باستان افلاطون و ارسطو کوشیدند مفهوم عدالت را همانند دیگر مفاهیم بنیادی مربوط به سیاست و جامعه، در چارچوب تفکر استدلالی مطرح سازند. آنها عدالت را با توسل به مفهوم مرتبت و تناسب توضیح می دهند، عدالت از دیدگاه آنان عبارت است از قرار گرفتن موجودات در مرتبت و منزلت طبیعی آنها.
از دیدگاه ارسطو عدالت توزیعی زمانی برقرار خواهد شد که سهم هر کدام از اعضای جامعه بر حسب منزلت و شایستگی هایش معین گردد و عدالت تعویضی به این معناست که هر مبادله باید در عین حال یک معادله باشد. یعنی آنچه داده می شود باید برابر باشد با آنچه ستانده می شود(غنی نژاد،‌ 1386: 74).
«عدالت اجتماعی» مصداق ظهور دوباره آرمان بسیار قوی عدالت توزیعی است. عدالت اجتماعی در واقع یکی از شعارهای اصلی همه ایدئولوژیها نهضت های سوسیالیستی و شبه سوسیالیستی است. سوسیالیست ها در انتقاد از جامعه مدرن (بورژوایی) یا نظام مبتنی بر حکومت قانون (لیبرالیسم) می گویند آرمان عدالتخواهی این نظام تنها محدود به جنبه های خاصی از زندگی سیاسی یعنی ناظر به لغو امتیازهای طبقات اشراف و استقرار برابری قانون است. مسأله اجتماعی بسیار مهم و دیگر یعنی نابرابری اقتصادی (درآمد و ثروت) میان افراد و گروههای گوناگون جامعه در آن جایی ندارد، سوسیالیستها معتقدند که عدالت سیاسی (برابر همگان در برابر قانون) اگرچه لازم است ولی کافی نیست و برای تکمیل آن جامعه عدالت اقتصادی یا به اصطلاح عدالت اجتماعی نیز تامین گردد. به سخن دیگر آنها بر این رأی هستند که آزادی سیاسی (آزادی از قید استبداد) بدون آزادی اقتصادی (آزادی از اضطرار و نیاز معیشتی) شکل بدون محتواست. بنابراین تا زمانی که عدالت اجتماعی (اقتصادی) برقرار نشود عدالت به معنای واقعی آن تحقق نخواهد یافت (کلته، 1384: 69).
شاید بتوان راولز را معمار تئوری عدالت اجتماعی نامید، او از مدافعان دموکراسی لیبرال، اقتصاد بازار و دولت رفاه باز توزیع کننده بود و هنر او تلفیق این سه مفهوم با هم در «نظریه عدالت» خود می باشد (ایج لسناف، 1378: 99).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

دیدگاهتان را بنویسید